قیصر امین پور

قیصر امین پور

خبر خوان اتوماتیک

تمامی مطالب این سایت به صورت خودکار از دیگر سایت های قانونی و رسمی ایران جمع آموری می‌گردد.
مرامنامه


پاسخ به شبهه – هدف از گرفتن وضو طهارت است؛ پس در حالی که می‌توانیم با حمام کردن هم پاک شویم چه دلیلی دارد که حتما وضو بگیریم؟

پایگاه پاسخگویی به سؤالات و قیصر امین پور (ایکس – شبهه): برای هر یک از احکام الهی می‌توان چنین مابه‌ازهایی جهت جایگزینی تعریف نمود. پس به چند نکته‌ی بسیار مهم دقت نمایید:

یک – برخی از جانب خود، هدف و حکمتی برای حکم خداوند سبحان تعیین و تعریف می‌کنند و سپس بر مبنای آن چه خود معین نموده‌اند، حُکم خدا را به چالش می‌کشند! ذهن مخدوش می‌شود، قلب مردد می‌گردد، شیاطین جنّ و انس نیز از همین راه وارد شده و سریعاً مابه‌ازا و جایگزین معرفی می‌کنند! مثل همین سؤال که ابتدا یک حکم قطعی داده می‌شود که «هدف از وضو طهارت است»، بعد طهارت به مثابه‌ی تمیزی لحاظ می‌شود و سپس چراها برای جایگزینی آغاز می‌گردد!

دو – چه کسی گفته که هدف از وضو (تمیز شدن) است، مگر آن کارگری که فقط محل وضو را تمیز کرده و سپس وضو می‌سازد، کاملاً تمیز شده است؟!

هدف از وضو، نماز، روزه، حج، جهاد و سایر عبادات و احکام، چیزی جز عبادت خداوند متعال جهت قرب به او نیست، چنان که برای همه کار نیت «قربة الی الله» می‌شود؛ و البته که عبادت  خداوند متعال، مستلزم اطاعت از اوست. نه این که آدمی از سوی خود، “این به جای آن” تعریف و وضع نماید. هر کاری به جز آن چه او فرموده، “عبادت هوای نفس خود” است.

سه – این هدفگذاری‌ها و حکمت‌سازی‌های شخصی [من درآوردی]، برای اوامر و نواهی الهی، سبب می‌شود که از سوی یک هدفی برای نماز تعریف کنند و بعد بگویند: «مگر هدف راز و نیاز نیست، پس من به نوع دیگری این کار را می‌کنم»! لذا شاهدید که مکرر و مستمر در فضای مجازی تبلیغ و القا می‌شود که «اگر هدف فلان است، پس این کار را بکنیم، بهتر از آن کاری است که به آن امر و توصیه شده است»؛ حتی می‌گویند: چرا اقامه نماز نماییم؟ – چرا به حج رویم؟ – چرا روزه بگیریم …؟ به جایش این کار یا آن کار را بکنیم بهتر است»! سپس از واجبات گذشته و به مستحبات می‌رسند که چرا زیارت برویم؟ چرا عزاداری کنیم؟ چرا چنین و چنان کنیم؟! و قابل توجه آن که همیشه یک جایگزین نیز معرفی می‌کنند «به جای این کار، آن کار را بکنیم»؛ خب این همان «دین‌سازی» است! در واقع می‌گویند: «چرا اسلام و تسلیم امر حق بودن؟! ما خودمان تعیین می‌کنیم که چه کاری بهتر است»! و این عبادت خود است که جز تکبر و شرک، حاصلی ندارد.

مثال: امیرالمؤمنین، سیدة النساء و دیگر اهل عصمت علیهم السلام فرمودند که از حکمت‌های سجده برای خدا، شکسته شدن و از بین رفتن تکبر است. ابلیس لعین نیز فقط به خاطر تکبرش سجده ننمود و پس از آن مقام قرب، چنین مورد غضب الهی قرار گرفت و هلاک شد.

حال، یک گروه آمدند و حکمت‌های “طبیعی = مادی” تعریف کردند، بحث از چاک‌راه‌ها و ارتباطش با زمین و تبادل انرژی مثبت و منفی را مطرح کردند و خود و دیگران را فریب داده و منحرف نمودند!

چهار – فرق است میان “طهارت” با “تمیزی”؛ چنان که فرق است میان وضو با شستشوی دست و صورت – غسل با حمام نمودن – نماز با هر راز و نیاز دیگری – روزه در ماه مبارک رمضان، با هر زمان دیگری و یا هر نوع رژیم غذایی دیگری!

آب روان در جوی‌ها، یا آب کُر در یک ظرف، اگر رنگ و بویش متغیر نشده باشد، هم پاک است و هم پاک کننده، اما لزوماً تمیز نیستند و چه بسا حاوی انواع میکروب‌ها نیز باشد و قابل آشامیدن نباشند. خاک، طاهر است، پاک و پاک کننده است، اما الزاماً تمیز نیست؛ و با همین خاک، می‌توان تیمم بدل از وضو یا غسل را نیز انجام داد. الکل طبیعی، تمامی میکروب‌ها را می‌زداید، اما خودش نجس است (طاهر و مطهر = پاک و پاک کننده نیست).

بنابراین، وقتی می‌فرماید: با آب پاک، چنان که امر نموده‌ام “وضو” بسازید، یعنی همین کار را انجام دهید که مصداق “عبادت و اطاعت  من باشد”؛ و البته هیچ حکم خدا، بدون حکمت نیست و حکمت‌هایش مترتب بر بنده‌ی خالص و فرمانبردارش می‌گردد. چنان که فرموده‌اند: از جمله حکمت‌های وضو، دور کردن انواع و اقسام شیاطین جنّ و انس و مصون نگه داشتن از وسوسه‌هاست؛ لذا به دائم الوضو بودن توصیه شده است. آیا شستشو و حمام نیز چنین اثری دارد؟!

پنج – اگر چه اوامر و نواهی خداوند متعال، همه از علم و حکمت اوست و هر کدام از احکامش، نه تنها یک حکمت‌، بلکه صدها و هزاران حکمت دارد که برخی بیان شده و برخی دیگر بر اساس همان کلیدها، کشف (علمی) شده است؛ اما حکمت اصلی که مابقی نیز در طول آن مؤثر و محقق می‌گردد، همان عبادت و اطاعت خالصانه است، نه انجام حکم برای حکمتش!

« وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ » (البینة، ۵)

ترجمه: و به آنها دستوری داده نشده بود جز اینکه خدا را بپرستند در حالی که دین خود را برای او خالص کنند و از شرک به توحید بازگردند، نماز را برپا دارند و زکات را بپردازند؛ و این است آیین مستقیم و پایدار!

 

مشارکت و هم‌افزایی (سؤال به همراه نشانی لینک پاسخ، جهت ارسال به دوستان در فضای مجازی)

پرسش:

هدف از گرفتن وضو طهارت است؛ پس در حالی که می‌توانیم با حمام کردن هم پاک شویم چه دلیلی دارد که حتما وضو بگیریم؟

پاسخ:

http://www.x-shobhe.com/shobhe/9401.html

پیوستن و پیگیری در پیام‌رسان‌ها:

 


   


دانلود + ادامه مطلب

زمین فراخ |‌ هیلده دُمین – قیصر امین پور جهان

زمین فراخ

آدمی باید بتواند که برود
اما همچون یک درخت بماند
گویی که ریشه در خاکِ سخت بماند
زمین حرکت کند، و او استوار بر آن ایستاده باشد.

آدمی باید نفس را در سینه حبس کند
تا باد بگذرد
و هوای بیگانه به دَوَران بیفتد
تا بازی نور و سایه
سبز و آبی
همان طرح های قدیمی را نشان دهد.

و در خانه باشیم
هرجا که هستیم
و بتوانیم که فرود آییم
و تکیه دهیم
گویی بر گورمادرمان.


دانلود + ادامه مطلب

چشمان پاییز | هیلده دُمین – قیصر امین پور جهان

چشمان پاییز

خود را تنگ
بر زمین بفشار

خاک هنوز بوی تابستان می دهد
و تن
هنوز بوی عشق.

اما علف روی تو
زرد است
و باد سرد
و پر از دانه های خار

و رویایی که بدنبال تو می آید
با پاهای سایه سا
رویای تو
چشمان پاییز را دارد.


دانلود + ادامه مطلب

زنبق |‌ هیلده دُمین – قیصر امین پور جهان

زنبق

همۀ رنگ‌ها خالی‌اند
و نزدیک‌ها چه دور
هیچ چیز شایستۀ اعتماد نیست
شاید این زنبق
که دیروز اینجا نبود
و امروز صبح مرا نگاه کرد
بنفش در سبز.

قمری صدا می‌زند
دقایق از حرکت بازایستاده اند
در شب، پنهان و بی صدا
این زنبق آمد
در شب، پنهان و بی صدا
می‌خواهم که بروم.


دانلود + ادامه مطلب

از سبز تا طلایی | هیلده دُمین – قیصر امین پور جهان

از سبز به طلایی

در برابر خانه ام
راه‌ها خالی خواهند بود، برادر
راه‌هایی را که تو نمی‌آیی
و من هرگز بر آنها تو را نخواهم دید.

در تاریکی
عبور از اشک‌ها
عبوری طولانی
از روزی که نیامدی
تا روزی که نمی‌آیی.

آیا همچنان در انتظار تو خواهم ماند
بر راه‌های روشن
از لرزش سبز
تا لرزش طلاییِ
برگ‌های بید؟


دانلود + ادامه مطلب

زیباتر | هیلده دُمین – قیصر امین پور جهان

زیباتر

زیباترند شعرهای نیکبختی.

همان‌سان که شکوفه‌ها
از شاخه‌ها زیبا ترند
زیباترند شعرهای نیکبختی.

همان‌سان که پرندگان
از تخم‌ها زیباترند
و زیبا می شود هنگامی که روشنایی می آید
زیباتراند سعادت و خوشبختی.

و زیباتراند
شعرهایی که نخواهم سرود
من هرگز.


دانلود + ادامه مطلب

پاسخ به شبهه – دوستانی فیلم لاتاری رو دیدن و در این فیلم دیالوگی به صورت زیر مطرح میشه که «به این انقلاب کرم افتاده و داره ریشش رو می‌خوره» و همه هم اینو می‌دونیم و باید باهش کنار بیایم. منظور از همه مسئولین هست. حال این دوستان می گفتند که خود انقلابی‌ها هم معترفند که این انقلاب را فساد زده و در حال نابودی است. بنده هم دیدم که حقیقتا فساد هست. لطفا جوابی قانع کننده بدهید. (مهندسی مکانیک / همدان)

 

پایگاه پاسخگویی به سؤالات و قیصر امین پور (ایکس – شبهه): بدترین آفت و بیماری همین است که اگر دانستید انحراف و اعوجاجی پیدا شده، بگویید: «باید با آن کنار بیاییم»! این یک اندیشه‌ و باور ذلیلانه‌‌ای است که از دیرباز، از سوی مستکبران به اذهان عمومی مردم القا شده و می‌شود و حتی امروزه در قالب مباحث روانشناسی – اخلاق و ایسم‌های نوین نیز دیکته می‌شود.

اصلاحات – لازم است توجه نماییم که این انشا و دیکته‌ی غلط، فقط و فقط در عرصه‌ی سیاست و حکومت مطرح می‌شود تا اندیشه‌ و امید حرکت برای هر گونه اصلاحی را در نطفه بخشکاند. وگرنه کدام انسان عاقلی، وقتی ببینند آفتی به جان خودش، یا کشاورزی، یا اقتصادش افتاده، می‌گوید: «این را می‌دانیم و باید با آن کنار بیاییم»؟! اگر چنین بود، نه تنها دیگر هیچ اخلاقیات، عقلانیت و عدالتی باقی نمی‌ماند، و هیچ حرکتی برای مقابله با آفت برای احیا و اصلاح صورت نمی‌پذیرفت، بلکه اصلاً موجود زنده‌ای [اعم از گیاه، حیوان و انسان] باقی نمی‌ماند.

انبیا و اولیای الهی، همه برای “اصلاح” و “آفت‌زدایی” از جان انسان و بافت‌های اعتقادی و اخلاقی منحط و اصلاح ساختارهای اجتماعی (حکومت، اقتصاد و …) آمده‌اند؛ و ضرورت اصلاح مداوم و مستمر، آنقدر برای بشر حیاتی و روشن است که حتی مستکبران، ظالمان، جانیان، مفسدان و خائنان عالم نیز برای فریب مردمان، دم از “اصلاح و اصلاحات” زده و می‌زنند. چنان که فرمود:

« وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ » (البقره، ۱۱)

ترجمه: و هرگاه به آنها گفته می‌شود که در زمین فساد (تباهی) نکنید، می‌گویند: «به درستی که ما خود اصلاح گرایانیم».

سیدالشهداء، امام حسین علیه السلام فرمودند که «من برای اصلاح امت جدم خروج می‌نمایم، برنامه (استراتژی) من امر به معروف و نهی از منکر است، و روش (تاکتیک) من نیز به سیره‌ی جدم و پدرم می‌باشد»؛ یعنی آنها نیز همین کار را انجام دادند.

امروزه، تمامی این سازمان‌ها، نهادها، مؤسسات و حتی دادگاه‌های بین‌المللی، برای انجام اصلاحات درست شده‌اند، اگر چه خود ابزار قدرت‌های فاسد باشند – تمامی قوانین برای انجام اصلاح و از میان برداشتن موانع مصوب می‌گردند و تمامی آموزش‌ها نیز برای همین است؛ پس چرا نوبت به آفت و انحراف در سیاست، حکومت و دولت که برسد، می‌گویند: «فساد هست و باید با آن کنار بیاییم»؟! آیا شریعت چنین حکمی نموده و یا عقلانیت چنین دستورالعملی را تصدیق می‌نماید؟!

کنار آمدن با فساد و تباهی نیز خودش نوعی سیاست است، اما سیاست ذلت. و «هَیهات منّ الذلة».

آفت – در کنار هر موجود زنده‌ای، آفت و آفت‌هایی وجود دارد. کِرم‌ها در کنار هر ریشه‌ای مشغول تغذیه هستند، و گاه از صد میوه‌ی یک درخت، به درون یکی از آنها نیز نفوذ می‌کنند. حشرات ریز و درشت، در لابه‌لای پوست شیرها و فیل‌ها و نیز لابه‌لای پرهای عقاب‌های تیز پرواز لانه می‌سازند و اتفاقاً از خون‌شان نیز تغذیه می‌کنند.

در سیر معنوی و صراط مستقیم نیز همین‌طور است؛ امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: «هیچ  چیزی به حق، نزدیک‌تر از باطل نیست». خداوند متعال در قرآن کریم فرمود: در کنار هر پیامبری، شیاطینی نیز هستند. هر کجا که سعید باشد، شقی هم هست. میزان سعادت هر چه بالاتر باشد، میزان شقاومت در مقابل آن بالاتر است. امیرالمؤمنین علیه السلام را اشقی الاشقیاء کشت. دشمنان پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله و اسلام و قرآن، چنان نزدیک به یاران بودند که در خطبه‌ی غدیر فرمود: «این منافقین در جمع شما هستند و من نام تک تک آنها را می‌دانم، اما در این موقعیت، مأمور به افشای آن نمی‌باشم». پس کِرم و فساد همیشه بوده، هست و خواهد بود.

مرگ حق – مرگ انقلاب:

اما چنین نیست که اگر کسی چند کِرم را کنار ریشه‌ای دید و یا حتی اجتماعی از انبوه آنان را دید، در عین حال که تنومندی و باروری درخت را نیز می‌بیند، بگوید: “ریشه خورده شده و خشکانده شده است“! و چنین نیست که اگر کسی با میکروسکوپ یا هر ابزار بزرگ‌نمای دیگری، انواع باکتری‌ها، میکروب‌ها، سلول‌های بیمار، یا حتی سلول‌های مُرده‌ای را دید، بتواند حکم دهد که “این زنده‌ی پویا، دیگر مُرده است“! 

این شعار نیست که “حق و اهل حق هیچ‌گاه شکست نمی‌خورند”؛ چرا که “حق” خداوند سبحان و عزیز (نفوذ ناپذیر) است و همه مخلوق او هستند، و اهل حق نیز به قوت او تکیه دارند؛ پس شکستی در کار نیست، چنان که فرمود:

«كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ» (المجادله، ۲۱)

ترجمه: خداوند چنین مقرر داشته که من و رسولانم پیروز می‌شویم؛ چرا که خداوند قوّی و شکست‌ناپذیر است!»

حکایت ما، حکایت تداوم طوفان مهلک و کشتی نوح علیه السلام است. طوفان خانمان برانداز و امواج بلند هلاک کننده، همیشه در جریان هستند؛ اما روی این دریای طغیان کرده، یک کشتی روان است که به امر خدا ساخته شده و با «بسم الله» حرکت می‌کند؛ یعنی با نشانه‌های خدا حرکت می‌کند و هیچ موجی بر آن غلبه نمی‌یابد.

سکان‌دار، مرتب و با صدای بلند اعلام  می‌دارد که سوار شوید تا نجات یابید. هر که سوار شود، اهل کشتی محسوب می‌گردد و نجات می‌یابد، و هر که سوار نشود، “اهل” نیست و هلاک می‌گردد، اگر چه فرزند پیامبر باشد. چه رسد به این “آقازاده”ها و کسانی که ادعای صحابه بودن برای امام خمینی رحمة الله علیه می‌کنند.

جایگزینی:

پس، کشتی نجات هیچ‌گاه غرق نمی‌شود و در طول زمان هیچ گاه از حرکت بر روی امواج باز نمی‌ماند، هر جا مستقر گردد، حیات را از نو به جریان می‌اندازد و نسل‌ها از اهلش پیدا و منتشر می‌شوند. و هیچ فرقی ندارد که ۷۲ نفر سوار این کشتی شوند، یا ۷ یا  ۱۷میلیارد نفر.

مهم این است که گاه متکبرانی که [چون پسر نوح] گمان کردند که به بلندی کوه، به طبیعت، به ابزار، به ماده‌گرایی، به ثروت و قدرت پناه می‌برند تا مصون بمانند، به کثرت خود نگاه می‌کنند و بصیرت را از دست می‌دهند؛ پس خداوند متعال آنان را غرق می‌کند، هلاک می‌سازد و یک گروه دیگر را جایگزین آنها می‌نماید که همه محبان او هستند و با عزت و نفوذناپذیری تمام، در مقابل طوفان بلایا و امواج خروشان کفر، استکبار و ظلم،  ایستادگی و مقابله می‌کنند:

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ‌» (المائدة، ۵۴)

ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد هر كس از شما از دين خود برگردد، به زودى خدا گروهى [ديگر] را مى‌‏آورد كه آنان را دوست مى‌دارد و آنان [نيز] او را دوست دارند [اينان] با مؤمنان فروتن [و] بر كافران سرفرازند در راه خدا جهاد مى‌كنند و از سرزنش هيچ ملامت‌گرى نمى‏‌ترسند؛ اين فضل خداست آن را به هر كه بخواهد مى‌دهد و خدا گشايش‌گر داناست.

کِرم‌های این انقلاب:

بنابراین، این انقلاب از همان روزی که بنیانش نهاده شد، از یک  سو با طوفان‌ها وسونامی‌های سهمگین بیرونی طرف بوده، و از یک سو با کِرم‌ها و آفت‌های درونی که از پوست، گوشت و خون خودش تغذیه می‌کردند و می‌کنند، مواجه بوده است و همیشه نیز چنین خواهد بود.

حال یک عده، که کمتر از کِرم هستند و از آن کِرم‌ها تغذیه می‌کنند نیز برای امید دادن به بقای خودشان، میکروسکوپ تبلیغاتی خود را روی کِرم‌ها و انگل‌های انقلاب می‌گیرند و می‌گویند: «کار تمام شده است»! درست مثل این است یک عده سوار بر کشتی یا قطاری شوند که با قدرت و سرعت در حرکت است، اما  به جای موتور و  پروانه‌های قدرتمند کشتی، لوکومتیو و واگن‌های زیبای قطار و نیز سرنشینان ارزشمند آن، سطل اشغال و پشه‌های دورش را نشان دهند!

بنابراین، اگر خزه‌هایی دور پروانه پیچیده‌اند و در آنها نیز کِرم‌ها و حشراتی وجود دارد – اگر رسوباتی در مسیر سوخت موتور قرار گرفته‌ است – اگر پس از طی مسافت، نیاز به تقویت برق و بنزین است و …، وظیفه سرنشینان این است که “اصلاح” کنند، نه این که با آن کنار بیایند.

و صد البته گاهی رفع نواقص و دفع مشکلات، آسان انجام می‌شود، با یک سوخت‌گیری مجدد کار تمام می‌شود – گاهی کمی سخت‌تر است و مهندسی و غواصی می‌خواهد – گاه بیماری که خود را با علائمی نشان می‌دهد، با یک داروی ساده و قرصی کوچک مرتفع می‌گردد و گاهی عمل جراحی لازم است که حتماً مقداری [کم یا زیاد] خونریزی هم دارد و نیاز به تزریق خون تازه نیز ضرورت دارد.

نکته:

اگر در میان ۲۰ هزار مسئول مملکتی در سطوح گوناگون، ۲۰۰ نفر فاسد باشند، [اگر چه یک نفرش هم زیاد است]، ولی فقط یک درصد را شامل می‌گردد – اگر در یک شهر ۱۰ میلیون نفری، فقط ۲۰۰ هزار نفر برای آشوب به خیابان بریزند، شهر شلوغ می‌شود، آرامش و امنیتش با خطر مواجه می‌گردد، اما واقع این است که این عده، فقط دو در صد را شامل شده‌اند؛ چنان که اگر از ۵۰ میلیون افراد بالغ، فقط دو میلیون مخالف باشند، فقط چهار درصد را شامل شده است. یا فرض بگیرید زنگ زدگی و رویکرد به تباهی، حتی ده درصد را شامل شود؛ حال چرا نود درصد یا بیشتر را نبینیم؟!

 

 


دانلود + ادامه مطلب

دلتنگی نویسنده آنا جمشیدی ( دلت هوای عشق و عاشقی میکنه)

‘,
enableHover: false,
enableTracking: true,
buttons: { twitter: {via: ”}},
click: function(api, options){
api.simulateClick();
api.openPopup(‘twitter’);
}
});
$(‘#facebook’).sharrre({
share: {
facebook: true
},
template: ‘

{total}

‘,
enableHover: false,
enableTracking: true,
buttons:{layout: ‘box_count’},
click: function(api, options){
api.simulateClick();
api.openPopup(‘facebook’);
}
});
$(‘#googleplus’).sharrre({
share: {
googlePlus: true
},
template: ‘

{total}

‘,
enableHover: false,
enableTracking: true,
buttons:{size: ‘tall’},
urlCurl: ‘https://loveziba.com/wp-content/plugins/hueman-addons/addons/assets/front/js/sharrre.php’,
click: function(api, options){
api.simulateClick();
api.openPopup(‘googlePlus’);
}
});
$(‘#pinterest’).sharrre({
share: {
pinterest: true
},
template: ‘

{total}

‘,
enableHover: false,
enableTracking: true,
buttons: {
pinterest: {
description: ‘دلتنگی نویسنده آنا جمشیدی’,media: ‘http://www.gheisaraminpour.ir/wp-content/uploads/2018/09/deltangi-ana-jamshidi.jpg’ }
},
click: function(api, options){
api.simulateClick();
api.openPopup(‘pinterest’);
}
});
$(‘#linkedin’).sharrre({
share: {
linkedin: true
},
template: ‘

{total}

‘,
enableHover: false,
enableTracking: true,
buttons: {
linkedin: {
description: ‘دلتنگی نویسنده آنا جمشیدی’,media: ‘http://www.gheisaraminpour.ir/wp-content/uploads/2018/09/deltangi-ana-jamshidi.jpg’ }
},
click: function(api, options){
api.simulateClick();
api.openPopup(‘linkedin’);
}
});

// Scrollable sharrre bar, contributed by Erik Frye. Awesome!
var $_shareContainer = $(“.sharrre-container”),
$_header = $(‘#header’),
$_postEntry = $(‘.entry’),
$window = $(window),
startSharePosition = $_shareContainer.offset(),//object
contentBottom = $_postEntry.offset().top + $_postEntry.outerHeight(),
topOfTemplate = $_header.offset().top,
topSpacing = _setTopSpacing();

//triggered on scroll
shareScroll = function(){
var scrollTop = $window.scrollTop() + topOfTemplate,
stopLocation = contentBottom – ($_shareContainer.outerHeight() + topSpacing);

$_shareContainer.css({position : ‘fixed’});

if( scrollTop > stopLocation ){
$_shareContainer.css( { position:’relative’ } );
$_shareContainer.offset(
{
top: contentBottom – $_shareContainer.outerHeight(),
left: startSharePosition.left,
}
);
}
else if (scrollTop >= $_postEntry.offset().top – topSpacing){
$_shareContainer.css( { position:’fixed’,top: ‘100px’ } );
$_shareContainer.offset(
{
//top: scrollTop + topSpacing,
left: startSharePosition.left,
}
);
} else if (scrollTop 1024 ) {
topSpacing = distanceFromTop + $(‘.nav-wrap’).outerHeight();
} else {
topSpacing = distanceFromTop;
}
return topSpacing;
}

//setup event listeners
$window.scroll( _.throttle( function() {
if ( $window.width() > 719 ) {
shareScroll();
} else {
$_shareContainer.css({
top:”,
left:”,
position:”
})
}
}, ۵۰ ) );
$window.resize( _.debounce( function() {
if ( $window.width() > 719 ) {
shareMove();
} else {
$_shareContainer.css({
top:”,
left:”,
position:”
})
}
}, ۵۰ ) );

});


دانلود + ادامه مطلب

پاسخ به شبهه – از مرگ و جنگ نترسید، چرا که بی تردید همه می‌جنگید و همه کشته می‌شوید، منتهی …

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ      

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ

سلام دوستان!

مرگ برای همه سخت است و البته کشته شدن سخت‌تر! اما حقیقت و واقعیت این است که نه از مرگ گریزی هست و نه از جنگ و کشته شدن.

به قول امیرالمؤمنین علیه السلام: هر نفسی که مرد (آدمی) می‌کشد، گامیست که به سوی مرگ می‌نهد. ما هر لحظه می‌میریم و شاهدش لحظات، ساعات، روزها و سال‌های گذشته‌ی ماست که همه مُردند و دیگر هم باز نمی‌گردند. لذا خداوند متعال در کلام وحی فرمود:

«قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» (الجمعة، ۸)

ترجمه: بگو آن مرگ، همان كه از آن مى‌گريزيد، پس قطعاً او به ملاقات شما می‌آید؛ آنگاه به سوى داناى نهان و آشكار بازگردانيده می‌شوید و به آنچه [در روى زمين] میکرديد آگاهتان خواهد كرد.

*- در عین حال، مردمان را از جنگ می‌ترسانند و البته خطر مرگ نیز همان مرگ به صورت کشته شدن است. مستکبران و ظالمان، با این تهدیدات از مردمان می‌خواهند که با تن دادن به ذلت بندگی و بردگی آنها «از ترس مرگ، خودکشی کنند»!

نکته‌ی قابل توجه و تأمل آن که چه بترسانند و چه نترسانند، و چه مردمان بترسند یا نترسند، «از جنگ نیز گریزی نیست» و همگان خواهند جنگید، و البته همگان کشته خواهند شد.

در قرآن کریم فرمود که «جنگ بر شما نوشته شده است»، یعنی گریزی از آن وجود ندارد.

«كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ» (البقره، ۲۱۶)

ترجمه: جنگ (قتال) بر شما نوشته (واجب) شده در حالی که برایتان ناخوشایند است. چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آن که خیرِ شما در آن است. و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شرِّ شما در آن است. و خدا می‌داند، و شما نمی‌دانید.

*- وقتی خداوند متعال می‌فرماید امری بر شما نوشته و واجب شده است، الزاماً فقط واجب فقهی نیست، بلکه گاه واجب تکوینی می‌باشد، و شاید نه تنها گاهی، بلکه تمامی مباحث فقهی، منطبق با عالم تکوین است. مثل این که بفرماید: “پرستش بر شما نوشته شده است“؛ بنابراین همگان پرستنده خواهند بود، حال اگر مردمانی الله جلّ جلاله و إله حقیقی را نپرستند، حتماً إله‌های دروغین [از هوای نفس درون گرفته تا فراعنه‌ی بیرونی] را خواهند پرستید.

یا بفرماید که “ولایت، امامت و پیروی و تبعیت از امام” برای شما نوشته شده است، یعنی چه بخواهید و چه نخواهید، ولایتی را گردن می‌نهید و از امامی تبعیت می‌کنید، و اگر کسی از ولایت و امامت حق تبعیت ننماید، حتماً و یقیناً به ولایت طاغوت گردن نهاده و از امام باطل تبعیت خواهد نمود. در این امر نوشته شده، هیچ استثنایی وجود ندارد. تفاوت در حقیقی و بدلی می‌باشد.

*- جنگ هم همین‌طور است. همگان در جنگ هستند، منتهی اگر کسی در جبهه حق نجنگد، حتماً در جبهه‌ی باطل می‌جنگد! لذا حد وسط و راه فراری تعریف ننمود و با تقسیم مردمان به دو دسته‌ی مؤمن و کافر، با یک سیاق فرمود:

«الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا» (النساء، ۷۶)

ترجمه: كسانى كه ايمان آورده‏‌اند در راه خدا كارزار مى‌كنند و كسانى كه كافر شده‏‌اند در راه طاغوت مى‌جنگند؛ پس با ياران شيطان بجنگيد كه نيرنگ شيطان [در نهايت] ضعيف است.

*- به مملکت وجود خودتان بنگرید. یک “طبیعت” دارید و یک “فطرت”؛ طبعیت چون یک حیوان، رو به دنیا و متاعش دارد، و فطرت چون آیینه‌ای خدا نما، روبه خدا و تجلی انوارش دارد. و این دو همیشه با هم در جنگ هستند. گاه نفسی کشته می‌شود، گاه عقل، فطرت و عقلی، زنده به گور می‌گردد.

*- در آخر کار، همگان می‌میرند و چیزی به عنوان “مرگ طبیعی” نداریم، بلکه همگان “کشته” می‌شوند و هر کسی در هر راهی و به سوی هر هدف و غایتی که قدم بر می‌دارد، در همان راه کشته می‌شود.

کشته راه خدا – کشته راه خر:

در آیات بسیاری از مجاهدان و جنگ‌آوران راه خدا خوانده‌اید، مؤمنانی که خدا آنان را دوست دارد و آنان نیز خدا را دوست دارند و در راه وصال و لقای محبوب، علیه تمامی نقشه‌های آشکار و پنهان دشمنان خدا جهاد (تلاش دشمن ستیز) می‌کنند؛ از مسخره کردن و ملامت دیگران باکی ندارند، با دشمنان خدا، و سد کنندگان راه هدایت و آزادگی مردمان می‌جنگند، می‌کشند و کشته می‌شوند – خداوند سبحان با آنها معامله می‌کند و جان و مال‌شان را به قیمت این که بهشت مال آنان باشد، می‌خرد:

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ» (المائدة، ۵۴)

ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد هر كس از شما از دين خود برگردد، به زودى خدا گروهى [ديگر] را مى ‏آورد كه آنان را دوست مى دارد و آنان [نيز] او را دوست دارند [اينان] با مؤمنان فروتن [و] بر كافران سرفرازند در راه خدا جهاد مى كنند و از سرزنش هيچ ملامتگرى نمى‏ ترسند اين فضل خداست آن را به هر كه بخواهد مى‏ دهد و خدا گشايشگر داناست.

«إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» (التوبة،۱۱۱)

ترجمه: در حقيقت ‏خدا از مؤمنان جان و مالشان را به [بهاى] اينكه بهشت براى آنان باشد خريده است همان كسانى كه در راه خدا مى ‏جنگند و مى ‏كشند و كشته مى ‏شوند [اين] به عنوان وعده حقى در تورات و انجيل و قرآن بر عهده اوست و چه كسى از خدا به عهد خويش وفادارتر است پس به اين معامله‏ اى كه با او كرده‏ ايد شادمان باشيد و اين همان كاميابى بزرگ است.

●- حال اگر کسی جان و مالش را با خدا معامله نکرد، حتماً وارد بازار مکاره‌ی ابلیس و شیاطین جنّ و انس لعین می‌شود، تا امانات الهی را به قیمت ارزان به آنان بفروشند و لقمه‌ای بیشتر از چرب و شیرین دنیا، ولو به قیمت گزاف، انسانیت، بندگی خدا، سعادت دنیا و آخرت گیرش آید. و البته چیزی گیرش نمی‌آید، چرا که اولاً خریدار آنها خودش فقیر و ذلیل است و به جز وعده‌ی دروغ (چک بی‌محل) چیزی ندارد که بدهد، و ثانیاً تجارت آنان، جز آتش غضب و قهر الهی، مابه‌ازایی ندارد – معامله با شیاطین، یعنی حرام‌خوری:

«إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتَابِ وَيَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَئِكَ مَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ» (البقره، ۱۷۴)

ترجمه: كسانى كه آنچه را خداوند از كتاب نازل كرده پنهان مى‌دارند و بابت آن (کتمان) بهاى ناچيزى به دست مى‌‏آورند، آنان جز آتش در شكم‌هاى خويش فرو نبرند و خدا روز قيامت با ايشان سخن نخواهد گفت و پاكشان نخواهد كرد و عذابى دردناك خواهند داشت.

آن آتش، جزای طبیعت‌شان است و آن قهر خداوند متعال، جزای روح‌شان و البته که عذاب روحی، به مراتب شدیدتر است.

*- از این رو فرمود، به ارزان فروشی در چنین معامله‌ و تجارتی تن در ندهید، قیمت شما بسیار بالاتر از این حرفهاست: «وَلَا تَشْتَرُوا بِعَهْدِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا إِنَّمَا عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ – و پيمان خدا را به بهاى ناچيزى مفروشيد، زيرا آنچه نزد خداست اگر بدانيد همان براى شما بهتر است / النّحل، ۹۷».

●- در هر حال، و در هر دو بازار، مال و جان به فروش می‌رسد، پس آدمیان همه کشته می‌شوند. یکی زیر ماشین می‌رود – یکی از عصبیت سکته می‌کند – دیگری از پُرخوری می‌ترکد – دیگری از مکیدن خون مستضعفان فربه شده و منفجر می‌شود – دیگری از حرص و حسد دق می‌کند – آن یکی ناخواسته در جنگی کشته می‌شود – و آن یکی با اراده‌ی خود در جناح حق یا باطل قرار گرفته، می‌کُشد و کُشته می‌شود.

*- حکایت معروفی است که در یکی از غزوات که سپاه اسلام پیروز شده بود، ناگهان یکی از اسرا فرار کرد، سوار بر الاغ سفیدی شد که یکی از سپاهیان رسول الله صلوات الله علیه و آله به آن چشم داشت که در تقسیم غنیمت به او برسد. لذا او را دنبال کرد، ولی چون او سواره بود و این پیاده، آن اسیر فراری، با شمشیر گردن این سرباز لشکر اسلام را زد و او را کشت!

لشکریان جمع شدند و جنازه او را به عنوان شهید آوردند، چرا که در معرکه جنگ و به دست یکی از کفار کشته شده بود. از ایشان خواستند که تشریف بیاورند تا بر جنازه‌ی او نماز بگذارند؛ اما ایشان نیامدند! پرسیدند: چرا تشریف نمی‌آورید و بر پیکر پاک این مجاهدِ کشته در راه خدا نماز نمی‌گذارید؟

فرمود: او برای خدا نرفته بود، به فرمان من (ولی امر) نرفت بود، بلکه برای آن الاغ رفته بود، لذا “قتیل الحمار – کشته‌ی راه الاغ است” و من بر چنین کشته‌ای نماز نمی‌گذارم.

بنابراین، همه در جنگیم و همه کشته خواهیم شد، مهم این است که در کدام جبهه باشیم و در آن لحظه‌ی که مرگ [کشته شدن] پیش می‌آید، روبه سوی خدا داشته باشیم یا خَر (بدن و طبعیت حیوانی)؟! در این جنگ مستمر زندگی، کُشته‌ی راه خدا شویم، یا کُشته‌ی راه خَر.

 

مشارکت و هم‌افزایی (موضوع یادداشت به همراه نشانی لینک متن، جهت ارسال به دوستان در فضای مجازی)

موضوع:

از مرگ و جنگ نترسید، چرا که بی تردید همه می‌جنگید و همه کشته می‌شوید، منتهی …

نشانی لینک:

http://www.x-shobhe.com/shobhe/9397.html

 

پیوستن و پیگیری در پیام‌رسان‌ها:

 


 

   

 


دانلود + ادامه مطلب

گل سرخ جهان |‌ ویلیام باتلر ییتس – قیصر امین پور جهان


که به رؤیا دید که زیبایی همچون رویایی درگذر است؟
چراکه این لب‌های سرخ، با همه‌ی سربلندی سوگوارشان،
سوگوارند از آن رو که هیچ بلعجبِ تازه‌ای رخ نمی‌نماید،
تروا در جلوه‌ی آنیِ تشییع جنازه‌ای عالی درگذشت،
و فرزندان اوسنه مردند.

ما و جهان پا‌به‌زا درمی‌گذریم:
میان روحِ مردمان، که سستی می‌گیرند و جا خالی می‌کنند
همچون آبهای بی‌رنگ با تبار زمستانی‌شان،
که زیر اختران گذران، کف‌های آسمان،
بر این چهره‌ی تنها می‌زیند.

ملائک مقرّب، در مقرّ تاریکتان، سر فرود آرید:
پیش از آن که شما باشید، یا هر دلی بتپد،
یگانه‌ی مهربان و خسته کنار عرش خود درنگ کرد؛
جهان را ساخت تا پیش گام‌های سرگردان او
جاده‌ای پرعلف باشد.


دانلود + ادامه مطلب